عبد الله قطب بن محيى
217
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
الشياطين فاحتالتهم عن دينهم » . و قال سبحانه فى التنزيل : كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً « 1 » اى مجتمعين على عبادة اللّه و الاخلاص له و ذلك فى العالم الفطرة ثم دخلوا عالم الخلقة و جاوروا الشياطين فاختلفوا فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ « 2 » و ذلك حيث قيل لهم الست بربكم قالوا بلى هذا تفسير ابى بن كعب و انما اختلفوا فيه بَغْياً بَيْنَهُمْ « 3 » بما زينت لهم الشياطين فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ . « 4 » و ترك الآخرين فى غيهم وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ « 5 » اكنون اخوان الهيين چون خداى عزّ و جلّ به رحمت خويش ايشان را راه نمود به آنچه آن را فراموش كرده بودند از ذكر و عبادت و بر ايشان منت نهاد به شنيدن وصيّت پيغمبران خداى و اقتداى به هدى ايشان و تأسّى به سنت ايشان ، خداى را بر اين نعمت بزرگوار شكر بسيار كنند و حاضر وقت خويش باشند كه ديگرباره شياطين بر ايشان دست نيابند كه پردهء غفلت بر ديدهء بصيرت تنند و چهرهء دل را به زنگار قساوت تيره سازند . اعاذكم اللّه من الحور بعد الكور انه ولى المتقين . و دانم كه چون حديث فطرت عالم به ميان آمد ، اخوان ما را آرزوى آن باشد كه حقيقت عالم فطرت بشناسند و با خود انديشند كه آيا آدمى را پيش از اين نشئه نشأتى
--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 213 « مردم امتى يگانه بودند . ( 2 ) . پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيمدهنده برانگيخت و با آنان كتاب [ خود ] را به حق فروفرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند و جز كسانى كه [ كتاب ] به آنان داده شد ؛ ( 3 ) . پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد ، به خاطر ستم [ و حسدى ] كه ميانشان بود [ هيچ كس ] در آن اختلاف نكرد . ( 4 ) . پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند به توفيق خويش به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدايت كرد . ( 5 ) . و خدا هركه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند .